حس هفتم

سندرم استکلهم

دوشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۴، ۰۲:۰۷ ب.ظ

یک اختلال روانی که در اون فردی که گروگان گرفته شده احساس نزدیکی و محبت به گروگانگیر داره! حتی حس وفاداری و اینکه بصورت اختیاری خودشو تسلیم گروگانگیر کنه. اما چرا این اسمو روش گذاشت؟ در سال 1973 در یه بانک در "استکلهم سوئد"سرقت رخ میده و دزدا به مئت چن روز کارمندای بانک رو گروگان میگیرن.برخلاف انتظار کارمندای بانک از نظر احساسی جذب گروگان گیرا میشن تا جایی که بعد آزادی حاضر نیستن علیه دزدا شهادت بدن و تازه ازشونم دفاع میکنن. جالب اینجاس بعد مدتی یکی از خانومای کارمند با یکی از همون دزدا ازدواج میکنه!  موردهای دیگه هم رخ داده که نشون داده فردی که گروگان گرفته شده چقدر به گروگانگیر نزدیک شده. یجور پاسخ فیزیولوژیک هست و علتش رو عموما یه نوع مکانیزم دفاعی میدونن. حالا اگه دقت کنیم این عارضه رو در تجاوز و همسر آزاری میتونیم ببینیم. نمونه ی بارزی که خیلیامون در اطرافمون دیدیم خانومایی که به هر نحوی توسط همسرانشون مورد آسیب قرار میگیرن اما ازشون حمایت میکنن ، بوده خانمی که از همسرش دفاع کرده در مقابل دیگرانی که شاکی بود از رفتار اون آقا. حالا شاید بگیم دلیل زیاده مثلا یه خانوم تو ایران راحت نمیتونه جدا شه و یا حرف دیگران و.... اما من خودم موردی رو میشناختم که این خانوم با دوست پسرش اینجور رابطه ای داشت. یعنی آقای دوست ایشونو کتک میزد بعد که مثلا صحبت میشد و میگفتی بهش خب چه دلیلی داره که تو این رابطه موندی خودشو قانع میکرد و سعی داشت با دفاع از کارای اون آقا شما رو هم قانع کنه. درسته هیچ آدم سالمی دوست نداره مورد آزار قرار بگیره اما اکثریت ما ادما ( اگه نخوام بگم همه!) درگیر اختلالات روانی هستیم که خودمون خبر نداریم. حتما که نباید مثل روانیای زنجیری باشیم ، همین که اجازه میدیم کسی بهمون توهین کنه، ما رو مسخره کنه ، بهمون دروغ بگه و.... ناشی از گره های روانی عاطفیه که اکثرا بهش فکر نمی کنیم. 

  • خاتون

روانشناسی

نظرات  (۱۹)

  • نیمه سیب سقراطی
  • واااااااااااااااای خدا خیلی جالب بود 0_O
    در به در اونی شدم که در دوران دوستی و نه عقد و نه عروسی کتک کاری داشتن :|
    پاسخ:
    فک کن ذوق میکرد براش :/
  • حسین غلامى خواه
  • جالب بود.اختلالات جالبی بودن.
    پاسخ:
    کلا ما آدما جالبیم :))))
    من میدونستم بیمارم ولی اسمشو نمیدونستم! مرسی که گفتی:)
    پاسخ:
    عزییییزم این چه برداشتیه ، بعدش اگه حرف بیماری باشه که همه درگیریم :))))
  • اقای روانی
  • امروز داشتم به این دخترایی که بخاطر اینکه دوست پسرشون باهاشون ازدواج کنه تحملشون می کردن فکر می کردم ... اتفاقا مطلب جالبی بود نوشتین...
    پاسخ:
    نمیفهمن که زندگی مشترک یعنی آرامش. آخه چرا تحمل! بعد بهشونم میگی با اسم عشق میپوشوننش و میگن شما متوجه نیستی! 
    ای بابا......

    ماها هممون یه درجاتی از این استکهلم رو داریم. به خاطر اینکه یه نفرو دوست داریم حاضریم رفتارهاش رو توجیه کنیم. حالا یکی بیشتر یکی کمتر...
    پاسخ:
    بهتره بگیم در مراحلی از زندگی! من الان در مرحله ای هستم که منطقی شدم :دییی
    در مورد اون گروگانگیری اون بانک، چه طور میشه که همه کارمندها دچار این نوع اختلال بودن؟ نمیشه گفت این خاصیت گروگانگیرها بوده تا گروگان ها؟
    پاسخ:
    همهشون قاعدتا این حس وفاداری به گروگانگیرو نداشتن مسلما ، نمونه های دیگه ای هم تو سالهای بعد اتفاق افتاده ذکر شده.
  • رحیم فلاحتی
  • نکته ی جالب و تازه ای بود.
    پاسخ:
    بله :)
    اسم سندرومشو شنیده بودم. چند تا مشابه هم داره . خیلی باحاله :-) البته فکر کنم این سندروم یه فضایی ایجاد میکنه, که همه اعضای قصه درگیرش میشن.
    اما در مورد ربطش به مسایل زن و مرد، فکر کنم اون بیماریش خیلی حادتر از این سندرومه! میگن گاهی, عشق منطقو نابود میکنه هاا!
    پاسخ:
    بله دکتر مثل اینکه همینطوره. عشق این مدلی خودش یه ناهنجاری! رابطه ی ناکارآمد ؛ رابطه ی نا سالم
    این خیلی وحشتناکه ، اما متاسفانه عین حقیقته ...
    من دوستی داشتم که از دوست پسرش کتک میخورد و حتی زیر چشمش کبود میشد از مشت های پسره ، اما همچنان مونده بود تو رابطه و ....
    خیلی بده ، اینکه آدم نفهمه روانیه خودش خیلی بدتره :))))
    پاسخ:
    دردش اینجاس که از طرف حمایت هم میکنن و فکر میکنن تو مشکل داری که مخالفشون هستی!
    خاتوووون عزیزممممم سلااااااااااااااااااااااااااااااااام
    پاسخ:
    سلام نگین جون ، کجایی تو دختر؟؟؟
    منم برم گروگان گیری  کنم شاید یه دختر خاطرخوام شد د:
    پاسخ:
    هیشکی خاطرخواه تو نمیشه :دیی
    خاتون:((((((((
    پاسخ:
    کجایی تو دختر؟ آدرست کو؟ 
    کجایید شماها؟:(((
    چرا من انقدر دلم براتون تنگ شده بود جرا پیداتون نکرده بودم:(((
    عسل آدرس بقیه بچه هارو داری بده:(((
    وای وای لعنت به شیرازی و بلاگفا

    پاسخ:
    سلام. آدرس باران ( نبض احساس) لینکش هست. بقیه هم هستن تو کامنتدونی. 
    تو کجایی دختر؟ آدرست کو؟ خوبی؟
    جدی خیلی حس بدی دارما..باور کن درست مثل اصحاب کهف 
    چطور من پیداتون نکردم توو این مدت؟ 
    پاسخ:
    والا من یه نفرو پیدا کردم همینجور زنجیره ای بچه ها همدیگه رو پیدا کردیم 

    وبتو اوردی اینجا انگار؟؟

    چرا من نمتونم وبمو انتقال بدم اینجا؟؟

    :(((


    پاسخ:
    قبل از اینکه مهاجرت غیرفعال شه من درخواست دادم البته همه پستام نیس متاسفانه :(
    http://baran-94.blogsky.com/
    آدرسم این بالاست.
    ای قربونت برم تمشک جان سلام خواهر کجایی ؟!:((
    هی دارم ردت  رو میگیرم میبنم ساعت دوازده کامنت دادی به بچه ها ولی من دیر رسیدم 
    مشغول بودم وگرنه اگر میدونستم تو قراره بیایی کارم رو ول میکردم.
    ( آیکن اشک شوق و بغض ) 




    + خاتون جان سلام 
    دمت گرم.ممنون.ببخشید مرتبط با پست حرف نزدم .
    نمیدونی چقدر ذوق کردم کامنت تمشک عزیز رو دیدم ینی میشه تو وب خودمم ببینمش ؟!
    کاش خاتون رو هم پیدا کنیم.آمین.

    پاسخ:
    عزیزم من بهش گفتم آدرس وبتو لینک کردم مث اینکه پیدات کرده :)
    اینم آدرس من
  • فانتالیزا هویجوریان
  • عه
    جدی؟

    چه جالب!
    :|

    عه واااااااااااا
    پاسخ:
    بله بله کاملا جدی :دیییی
  • بانوی بارانی
  • دمت گرم 
    پستت بی نظیر بود و جالب
    پاسخ:
    مرسی عزیزم :*

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">