حس هفتم

باور

يكشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۴، ۰۳:۲۱ ب.ظ

موضوعی که ذهنمو به خودش مشغول کرده اینروزا ، تقدس گرایی و درمقابلش شکسته شدن باورهاست. بعضی وقتا باورهامون به اصطلاح یه شبه بوجود میان و مسلما به همون سرعت هم از بین میرن ، اما قسمت اصلی ماجرا وقتیه که یه موضوعی ریشه بزنه تو وجودت ، اونوقته که کم کم کارت ساخته س. خواه ناخواه هرچی جلوتر میری ایمانت بهش بیشتر میشه و اونجاست که یه بت برای خودت میسازی ، اینوسط یه ماجرایی پیش میاد و میبینی موضوع اونچیزی نبوده که تا حالا فکر میکردی اونجاست که شروع میکنی به مقاومت ، چون نمیخوای بتی که خودت ساختی رو بزنی بشکنی. چون با شکستنش خودتم میشکنی ، یجورایی مثل شیشه ی عمرت شده. مدام در حال کلنجار رفتن با خودتی، حالا اون باور میخواد مذهبی باشه ، میخواد سیاسی باشه مثل جریان ها و طیف های سیاسی ، میخواد جریان عشقی باشه ، و یا حتی یه دوستی. مطلق گرایی آفت انسانه ، شک نکردن آفته انسانه ، وقتی چیزیو تمام و کمال قبول داشتیباید بپذیری که مرگت رسیده ، افکار و عقایدت هرگز پیشرفت نمیکنن و تو درجا میزنی. دنیات در همون حدی که هستی کوچیک می مونه ، شک زمینه ی کنکاش و جستجوِ ، بعدش دنبال سوالاتت میری و دریچه های زیادی به روت باز میشه. البته این به معنی منفی گرایی و مشکوک بودن به عالم و آدم نیست. تقدس گرایی باعث میشه یه سری باور کهنه توی فکرت جا خوش کنه و بشه دیواری بلند و محکم که با هیچ تکونی پایین نیاد. کاش یاد بگیریم وقتی جریانی رخ میده خودمون عقلمونو بیاریم وسط و دو دو تا چارتا کنیم. تعصب نماد اصلی جاهلیته ، تعصب با غیرت زمین تا آسمون فرق داره ، آدما اونقدر پیچیده ن که باید انتظار هر حرکتی رو ازشون داشت ، حتی نزدیکترین و عزیزترین افراد زندگیت.

یه پی نوشتم دارم که مخاطبای خودشو داره:

+ دوستای عزیزی که یه بت ساختین و چشم و گوش بسته طرف یه سمت ماجرا رو سفت و سخت  میگیرین ، بیاین و عاقلانه هر چی دیدین و شنیدین رو کنار هم بچنین بعد نتیجه بگیرین ، بخدا درد داره آدمایی که تحصیلکردن و اهل فکرن اینقدر مقابل شنیدن حقایق وایسن . جامعه ای که من و توعه  اهل قلمش اینطور باشیم هرگز پیشرفت نمیکنه و مطمئن باشیم در جا میزنه تا ابد.


  • خاتون

نظرات  (۱۸)

آدم باید خودش عاقل باشه
پاسخ:
همون ضرب المثل شنونده باید خودش عاقل باشه 
شدیدن موافق هستم. بیاییم دنیای خودمان را بسازیم و بعد تویش چیز های مختلفی بچینیم.
به سلیقه ی خودمان.
پاسخ:
دنیایی آگاهانه ، دنیایی که جای رشد داشته باشه .
گمونم همیشه این مقاومت وجود داشته خاتون جان و اون جمله نادرست همه عقاید درستن!در حالی که بعضی عقاید درست نیستن.من نمی دونم چرا چیزی که اینقدر اظهر من الشمس هست بایستی اینقدر حساسیت رویش باشه!کسانی که اینقدر طرفدار قضاوت نکردن هستند چه طور اینقدر راحت با کنایه و اتهام مخالفان عقایدشون رو قضاوت می کنند؟؟؟چه طور انتظار دارند هرچی دوست دارند بگن و جوابی نشنون و بعد هم از دموکراسی و آزادی بیان و روشنفکری و...حرف می زنن؟!من علاقه ای به هم عقیده کردن کسی با خودم نداشتم و ندارم،چون به این جمله کنفسیوس کاملا ایمان دارم که غیر ممکن هست عقیده ای داشته باشی و همه با آن موافق باشند.
پاسخ:
دقیقا حرف منم همینه صبا جان ، من و تو نظرمونو میگیم حرفمونو میزنیم ، دلایل رو بیان میکنیم ، اونجاست که خود شنونده باید براساس عقل و منطقش انتخاب کنه. اما این ایستادگی و اینکه چشما رو ببندی و دستا رو بذاری رو گوشت و فشار بدی که حقایق رو نشنوی نمونه ی بارز تعصبه. 
+ اگه همه باهات موافق باشن و مخالفی نداشته باشی باید مطمئن باشی که یه جای کار ایراد داره. 
کاملا قبول دارم حرفات رو. تعصب های کورکورانه عامل انحطاط انسانه..
پاسخ:
همینطوره نگار ، میشه یه سد غیرقابل نفوذ که پشتش گیر میفتی .
فقط می تونم تصدیقت کنم ... همین .


پاسخ:
مرسی از تصدیقت هیده جان :)
تعصب...تعصب... و  باز هم تعصب...

پاسخ:
متاسفانه
شک، شروعه یقینه
اما خب ١٠٠ تا عامل موثر داره که یکیش عقل و شعوره، یکیش تعصب، یکیش نوع تحلیل و....!!
پاسخ:
درسته دکتر ولی بین این عاملای موثر بعضیاش خیلی پر رنگتره نسبت به بقیه.

اینکه حرفای این پست به کامنتم در اون پست ربطی داره یا نه رو نمیدونم :D ولی شاید بی ربط نباشه که (جدای از کیس استادی !! فعلی) اینکه همه عقاید درست هستند که مشخصا غلطه، اما نحوه برخورد از اون مهمتره. تو درگیری های سیاسی این بیشتر خودشو نشون میده که وقتی یه طیف با اشتباه فکر کردنشون دارن آینده یه مملکت رو به باد میدن، راه حل خیلی ها توهین و تحقیره و این فقط باعث دور شدن افراد از هم، و مصر تر شدنشون رو عقیده اشتباهشون میشه.

اما برگردیم به سوژه، شخصا با حرفات خیلی موافقم و امیدوارم مخاطب پی نوشتت نباشم چون تو هیچکدوم از حرفام در این مورد، همچین حرفی نزدم...

+ خوشحالم این بحث ها باعث آشنایی با اینجا شد :)

پاسخ:
میدونی بستگی به طرف مقابلت داره که چطور باهاش برخورد کنی ، کسی که معنی برخورد شرافتمندانه رو متوجه نمیشه و هر چقدر از در مذاکره باهاش وارد میشی جواب نمیده ، مرحله بعد میشه برخورد جدی. 
نه خیالت راحت مخاطب این حرفا خودش میاد و اینجا رو میخونه ، اتفاقا همین جا میخوام سلامی بهشون بگم که بصورت خاموش تردد دارن و میخوام بگم میدونم :دیی
+ منم خوشحالم یه دوست جدید پیدا کردم :)
سلام خاتون جان. مطلب جالبی بود. واقعا ما تو این دنیا خوب مطلق نداریم. لایک به مطلبت
پاسخ:
قانون نسبیت ، بنظرم اصلی ترین قانونه. 
مرسی از توجهت آوای عزیزم
بحث خیلی سنگینه ... میخوای یه صلوات بفرستیم ؟ :)))
پاسخ:
ببین کی اومده یوزی ، خوش اومدی :))))
دوتا بفرس :دی
  • مستر نیمــا .
  • چقدر غیبت
    پاسخ:
    هستم ولی خسته م :دی
    متاسفانه بعضیا انقدر به خودشونو دونسته هاشونو عقلشونو اطلاعاتشونو چیزایی که به قول تو باور کردن یقین دارن که اصلا نرود میخ آهنین در سنگن،..آدم حس میکنه اینا حرف هیچ کس جز خودشون توو مغزشون نمیره...اصلا انگاره هیج جور متوجه نمیخوان باشن.
    پاسخ:
    انگار وحی منزله ، و امکان هیچ درصد خطایی نداره. نتیجه مطلق گراییه دیگه.
    دلیل اصلی این تعصب همون جهالت هست
    هر وقت بتونیم با علم تو اون زمینه از جاهلیتمون کم کنیم اون موقع جامعه پیشرفت میکنه!
    تذکر بجایی بود
    ممنون!
    پاسخ:
    یه رابطه متقابل با هم دارن!
    خب یه چیز بگم؟ من کاملا با مفهوم حرفات موافقم و بهشون آگاهم
    اما میدونی من حتی به این نوع دیدگاه هم مشکوکم.اگه قرار باشه با هر تفکر جدیدی ما باور های قبلیمونُ زیر سوال ببریم پس این وسط ثبات کجا میره؟ اونموقع ما چه دفاعی داریم از دیدگاه خودمون بکنیم در صورتیکه قبلا آگاهانه انتخابش کردیم.ممکنه بگی باید شواهد رو بسنجیم اما گاهی اونقدر بهم نزدیکن و ممکنه تو جزئیات فرق کنن که ما و نظر مقابل رو به خطا ببره. اونجا باید چیکار کرد؟
    پاسخ:
    ببین ما یه اصولی داریم که گاهی موضوعی پیش میاد و یا به هر صورت دچار چالش میشیم اینکه بریم دنبال جواب سوالامون و فهمیدن بیشتر بنظر من باعث رشدمون میشه ، من نمیگم هر دفعه به یه رنگ دربیایم و یا باد به هر سمت بود ما هم به همون سمت بریم. من میگم دست از لجاجت و اینکه محاله من اشتباه کنم برداریم اصلا شاید بعد کنکاش بیشتر نتیجه بشه همون اصولی که تا الان قبول داشتیم. اینجا نتیجه مهم نیست ، مهم انعطاف پذیریه.
    سلام منو یادتون میاد؟ همونی که یه ماه پیش اینقدر حالش بد بود که حتی میخواست خودکشی هم بکنه
    پاسخ:
    سلام بله یادمه و مثل اینکه خدا رو شکر حالتون خوبه.
    آره خیلی خیلی خیلی حالم خوبه زندگیم کاملا به روال عادی برگشته الآن دانشگاهم و به شدت مشغول درسام هستم و در کل خوش میگذره بهم ولی یه سوال: اگه ایشون بفهمن که من بی گناه هستم و تمام حرفهای دیگران درباره ی من اشتباه بوده آیا حاضر میشن غرورشون رو زیر پا بگذارن و برگردن و بگن که اشتباه نموده اند؟ و اگه برگردن من چه جوری باید برخورد کنم که دوباره زندگیم دچار اختلال نشه؟ و البته این سوال به این علت نیست که فکرم دوباره مشغول به ایشونه بلکه اینقدر به درسام مشغولم دیگه وقتش رو ندارم به چیز دیگه ای فکر کنم. تازه دو سه تا پروژه ی نرم افزاری طراحی سایت و بازی اندروید رو که چند ماه حالم بد شده بود و متوقف شده بود رو دوباره شروع کردم ولی حس شیشمم که همیشه درست پیش بینی میکنه بهم میگه که قراره یه همچین اتفاقی در رابطه ی من با ایشون بیفته.  ممنونم ازتون نمیدونم شاید درستش این بود که خصوصی براتون بفرستم چون ایشون اگه بخونن احتمالا می فهمن که من کی هستم ولی بی خیال. عشق اصلی فقط خداست 
    پاسخ:
    خیلی خوبه زندگیت تو این مسیر افتاده ، در مورد سوالتت هم باید بگم نمیدونم.
  • زنانی در باران 2 باران
  • همه چیزی روبه مل غلط معرفی کردن.  ما باترسهامون داریم زندگی می کنیم.  لذت نمی بریم.  خودمون نیستیم. خود واقعی مون پشت نقابه همیشه . 
    پاسخ:
    90اینکه نقاب زدیم و در حال خودسانسوری هستیم حتی در خلوتمون یجور درد و قبولش دارم.
  • مسعود سلطانیان
  • خوب گفتی
    پاسخ:
    :)))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">